بلاخره تموم شد*

ساخت وبلاگ
همین الان از سر جلسه پاشدم

خاک بر سر عاطفه هر چی صداش میزنم نگام نمیکنه

اشتبا نوشته بود سوال یک رو 

بیخیال ب یه ورم میخاس گوشاشو تیز کنه

مراقبه فمیده بود همچی زل زده بود بهم لحظه شماری میکرد واسه پاشدنم

.

.

.

.

.

از این ب بعد فقط منم و این وبمو خاطراتش و شب گریه کردنام(:

...
نویسنده : بازدید : 9 تاريخ : جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 20:25

close
تبلیغات در اینترنت